نكته محوري اين برنامه اين بود كه راهي براي ورود پول نقد از سوي سرمايه گذاران خارجي پيدا شود. در يك عصر يكشنبه، زماني كه مك تلاش مي كرد در مورد چنين معامله اي با يكي از بانك هاي قدرتمند ژاپن به نام ميتسوبيشي يو اف جي فايننشال گروپ گفت وگو كند، بارها مجبور شد به تماس هاي تلفني  كه به مك التماس مي كردند با مدير اجرايي جي پي مورگان چيس تماس بگيرد، پاسخ گوید. اما با وجود تمام اين مزاحمت ها مك صحبت تلفني خود را با ميتسوبيشي به پايان رساند و در آخر اين بانك را متقاعد كرد كه 4/8 ميليارد دلار در مورگان استنلي سرمايه گذاري كند. اين معامله بزرگ ترين سرمايه گذاري خارجي يك بنگاه مالي ژاپني در طول تاريخ بوده است. اقدام بعدي مك اين بود كه از نظر حقوقي مورگان استنلي را از يك بانك سرمايه گذاري به يك شركت هولدينگ بانكي تبديل كند؛ اقدامي كه به اين بنگاه امكان انعطاف پذيري به مراتب بالاتري را براي مقابله با بحران در حال رشد، مي داد.

اكنون پس از اندكي بيش از يك سال از زمان اوج بحران، مورگان استنلي از موقعيت مستحكمي برخوردار است و بار ديگر بر كار خريد و فروش خود متمركز شده است.   
     
    جدا كردن واقعيت از شايعات
      مك می گوید: مهم ترين درسي كه من در زمينه رهبري، در زمان بحران 2008 آموختم اين بود كه كاركنان چه در سطح مقام هاي اجرايي و مديريتي و چه كاركنان رده پايين تر بايد همواره كاملااز اوضاع بنگاه مطلع نگه داشته شوند و بايد بدانند كه نگراني ها و مشكلات آنها اولويت اصلي شركت است. .مك گفت: «ما چندين جلسه برگزار كرديم و در اين جلسات سعي من اين بود كه به افراد بگويم وضعيت كنوني شركت اين است و شما بايد اين مسائل را بدانيد. تلاش كردم براي آنها روشن كنم كه كدام اخبار، شايعه است و كدام واقعيت دارد.»  اما محرك اصلي براي بحران جهاني، فروپاشي بنگاه رقيب يعني لمون برادرز بود. در روز جمعه 12 سپتامبر مك طي يك تماس تلفني دعوت شد كه در يك جلسه اضطراري با حضور مديران ساير بنگاه هاي بزرگ مالي در منهتن شركت كند. اين جلسه براي بحث در مورد فروپاشي قريب الوقوع لمون برادرز برگزار شد. مك گفت: ترافيك سنگين بود و من به راننده ام گفتم از مسير دوچرخه ها عبور كند و با وجود اينكه چند دوچرخه سوار عصباني چيزهايي به ما پرتاب كردند، اما من توانستم در عرض 5 دقيقه خود را به جلسه برسانم.
    اما در آن جلسه مك به همراه ساير روساي بانك هاي خصوصي، درخواست وزير خزانه داري را رد كردند. درخواست اين بود: يک به اصطلاح «بانک بد» ايجاد کنيد و دارايي هاي سمي لمون برادرز را موقتا در آنجا نگهداري کنيد. معناي چنين درخواستي براي بانکداران واضح بود.  درونمايه بحث همه حاضران اين بود؛ اگر ما اين کار را انجام دهيم، زماني که بنگاه بعدي مثلااي آي جي دچار مشکل شود، چه خواهيد کرد؟»
    اما اعلام ورشکستگي لمون برادرز در شنبه شب 14 سپتامبر، بازارهاي جهان را گرفتار يک روند نزولي مداوم کرد و اعتماد سرمايه گذاران را به بنگاه هاي مالي از جمله مورگان استنلي به شدت خدشه دار کرد. مک مي گويد: «در آغاز آن هفته ما 181 ميليارد دلار پول نقد داشتيم. ما مي دانستيم که طي آن هفته با يک هجوم گسترده به سوي بانک مواجه خواهيم شد، به همين دليل هم اين دارايي را به صورت پول نقد نگه داشته بوديم نه به صورت اوراق بهادار يا اوراق قرضه خزانه يا سهام IBM. اما در اولين روز تجاري پس از سقوط لمون برادرز سهام مورگان استنلي تقريبا 30 درصد از ارزش خود را از دست داد. جالب آنکه با وجود همه اينها مورگان استنلي هنوز سوددهي بالايي داشت. در واقع مک و ساير مديران رده بالاتصميم گرفتند انتشار گزارش درآمدهاي سالم شرکت را يک روز جلو بيندازند، اما اين اقدام هيچ گونه تاثير گذاري مثبتي به همراه نداشت. مک مي گويد: «تمام ماجرا عبارت از اين بود که مقاومت کنيم، سقوط نکنيم و منابع سرمايه اي ديگري پيدا کنيم.» بنابراين مورگان استنلي به تنها کساني که استطاعت اين کار را داشتند، از جمله بانکداران و مقامات رده بالاي چيني و همچنين ميتسوبيشي گروپ در ژاپن روي آورد. زماني حتي مورگان استنلي به ميلياردر آمريکايي، وارن بافت نيز براي تامين مالي روي آورد. مک همچنين با تعدادي از بانکداران عمده در وال استريت وارد گفت وگو شد      
   

 شوخي ها و کنترل فشار خون
    مک در اوج بحران تلاش مي کرد با خوش خلقي و شوخي، يک فضاي اعتماد را در محيط کار ايجاد کند و تنش هاي بسيار ايجاد شده، را تا حدي تخفيف دهد. او مي گويد: «آنچه من مي دانم اين است که مهم ترين نکته اي که تيم کاري من نبايد به آن پي ببرند، شدت نگراني من است و فکر مي کنم که در اين کار موفق بوده ام و آنها هرگز متوجه نگراني شديد من در آن دوران نشدند. من غالب اوقات سعي مي کردم بر وجوه مثبت آنچه اتفاق مي افتاد تاکيد کنم.»
     مک معتقد است سخنان اميدوارکننده، دور هم جمع شدن و شوخي کردن در عبور بنگاه تحت مديريت او از بحران، نقش اساسي داشته اند. تاکيد وي بر اهميت کارکنان مهم ترين موضوع مجادلات وي با دیگر مدیران بود. مک مي گويد: «من با آنها مخالفت کردم، اما اين بدان معنا نيست که عملکرد آنها را نااميد کننده مي دانم. شغل آنها اين است که ثبات مالي را حفظ کنند، در حالي که شغل من اين است که از بنگاه محافظت کنم و کاري کنم که بنگاه به حيات خود ادامه دهد. پيشنهادات آنها از روي بدخواهي نبود، آنها تنها تلاش مي کردند پيشنهادات قابل اجرا و کاربردي ارائه دهند و در آخر نيز عملکردي درخشان داشتند.
  هرچند وي ديدگاه خود را در مورد آينده اين شرکت نجات يافته از بحران اظهار نکرد، اما اشاره اي به اين نکته داشت که به طور کلي بازار مالي در حال برداشتن قدم هاي بلندي براي کاهش ميزان بدهي ها در بخش مالي است. امري که در بحران 2008 مهم ترين عامل تاثير گذار بود. وي همچنين گفت که بازارهاي مالي در حال اقدام براي تاکيد بيشتر بر مديريت ريسک هستند. وي گفت، از سال هاي 1990 به اين سو، ميزان پاداش ها در وال استريت از کنترل خارج شده بود؛ چراکه بنگاه هاي مالي مي خواستند از پيوستن کارکنان مستعد به صندوق هاي تامين سرمايه جلوگيري کنند. مک افزود: بايد تاکيد بيشتري بر موفقيت بلندمدت شود. اين تاکيد مي تواند با استفاده از روش هايي چون استفاده از سهام شرکت به عنوان پاداش يا نظارت هايي که در صورت مشاهده عملکرد ضعيف، امکان بازپس گيري پاداش هاي پيشين را به شرکت بدهد، صورت پذيرد.
    اما مک همچنان به عملکرد بازارها اعتماد دارد. وي در پاسخ به يکي از حضار که پرسيد آيا بحران مالي ديگري اتفاق خواهد افتاد يا خير، گفت: «دارايي هاي من در حال حاضر شامل طلاو مالکيت يک شرکت نفتي است، شراکتي هم در صنايع گاز دارم و البته در مورگان استنلي نيز صاحب سهام هستم. اگر هم بحران ديگري اتفاق بيفتد، در دوران زندگي من نخواهد بود.»


مترجم: نگار حبيبي
منبع: Knowledge@Wharton