اعلام نمرات
نمرات کلیه دروس نهایی شده و تا تاریخ ۱/۴/۹۱ در اختیار دانشگاه قرار می گیرید.
نمرات اولیه
نمرات کلیه دروس نهایی شده و تا تاریخ ۱/۴/۹۱ در اختیار دانشگاه قرار می گیرید.
نمرات اولیه
مايكل سالمي
تورم (inflation) عبارت است از افزايش پايدار سطح كلي قيمتها. تورم بالا را ابرتورم (Hyperinflation) مينامند. اگر چه آستانه ابرتورم اختياری است، اما اقتصادها عمدا اين واژه را به زمانهايي اختصاص ميدهند كه نرخ ماهانه تورم از 50درصد بالاتر ميرود.
|
|
در اين نرخ تورم ماهانه، كالايی كه روز اول ژانويه قيمتي معادل 1دلار داشته باشد، در اول ژانویه سال بعد از قيمت 130دلاري برخوردار خواهد بود.
ابرتورم پديدهای عمدتا مختص قرن بيستم است. گستردهترين ابرتورم مطالعه شده، تورمی است که پس از جنگ جهانی اول در آلمان روی داد. نسبت شاخص قيمتها در آلمان در نوامبر 1923 به آگوست 1922(تنها پانزده ماه پيش از آن)، 1010×02/1 بود. اين عدد بزرگ هم ارز نرخ تورم ماهانه 322درصد است. در شانزده ماهی كه ابرتورم در اين كشور حاكم بود، سطح قيمتها به طور متوسط در هر ماه چهار برابر ميشد. اگر چه تورم شديد آلمان شناخته شدهتر از ابرتورم مجارستان است، اما تورمی كه بعد از جنگ جهانی دوم در اين كشور روي داد بسيار بزرگتر بود. سطح عمومي قيمتها در مجارستان در فاصله آگوست 1945 تا جولاي 1946 با نرخ حيرتآور بيش از 19000درصد در ماه يا 19درصد در روز افزايش يافت. حتي اين ارقام بسيار بزرگ نيز تورمي كه در بدترين روزهاي ابرتورم در اين كشورها تجربه شد را كمتر از واقع بيان ميكنند. در اكتبر 1923 سطح قيمتها در آلمان با نرخ 41درصد در روز بالا ميرفت. همچنين در جولاي 1946 قيمتها در مجارستان در هر روز بيش از 3برابر ميشد.
سند افتتاحیه ی این وبلاگ
به نام خدای حسابگر ، حسابساز، حسابرس و حسابدارِِِ زمين و آسمان و هر آنچه در اوست. هم او که افتتاحيه و اختتاميه همه حسابها و کتابهاست. ترازش هميشه موزون است و موجوديهايش هميشه در فزون. مطالبات مشکوک الوصولی ندارد چه اينکه کسی از قدرت لايزال او نميتواند بگريزد و استهلاک انباشته محاسبه نميکند گويا که در حوزه حسابداری او چيزی بی ارزش نميشود. به کسی ماليات نميدهد و از کسی به ناحق چيزی نميگيرد. نه سهامی است و نه تضامنی. هيچ شراکتی با کسی ندارد تک مالکی است و بی رقيب. هيچ تلفيق و ادغام و ترکيبی در حوزه شخصيتش تعريف شدنی نيست. حسابداری تورمی ندارد چه در نظرش ارزشها تغيير ناپذيرند. حسابداريش آنقدر خالص است که دوره مالی در آن تعريف نا شدنی و واحد پولی در آن بی معناست. شخصيتش حوزه محدودی ندارد و ازل و ابد را در بر ميگيرد. تداومش يک فرضيه نيست يک فرض و حقيقتی محض است. مديريتش حسابداری است و حسابداري اش مديريت که بر مدار عدالت است و به مثقال و ذره هم ميرسد و چيزی در آن از قلم نمي افتد. فضل و بخشش اوست که بر مدار اهميت مي چرخد و سرمايه بندگان اميدواری به اوست. و همان است که رهايی بخش آنان از حساب و کتابش خواهد بود، آنجا که مستجاب مي گرداند دعای برترين انسانها را در حق همه عالم که
الهی عاملنا به فضلک و لا تعاملنا به عدلک
نوشته زیر از توماس فریدمن (نه میلتون فریدمن آشنای اقتصادی ها) است. خلاصه کردم بخوانید جالب است.
رسيدن ميزان بيكاري در آمریکا در ماه قبل به 2/9 درصد، جمهوري خواهان و دموكرات ها را دوباره به ورطه نسخه پيچي هاي معمول شان كشاند. براي همه روشن است كه نيازمند محرك هاي نو هستيم و براي افزايش تقاضا بايد ماليات ها را كم كرد. اطمينان دارم كه هر دو اين راه حل ها درست هستند ولي اين پايان ماجرا نيست.
نگاهي بيندازيم به آنچه در پوياترين بخش اقتصاد آمریکا مي گذرد-در سيليكون ولي. ارزش فيس بوك در حال حاضر بيش از صد ميليارد دلار است، ارزش توييتر هشت ميليارد دلار و گرون آپ 30 ميليارد. اينها پيشروترين شركت هاي شبكه هاي اجتماعي در اينترنت هستند و قسمت ترسناك داستان آنكه مي توان به راحتي مجموع كاركنان اين شركت ها را در 20هزار صندلي جا داد. اين تعداد، با توجه به ارزش اين شركت ها، زياد نيست.
آنها نه به دنبال انبوه كاركنان، بلكه در پي هوشمندترين مهندسان هستند. در واقع در صحبت با كارفرمايان تعجب مي كنيد كه بفهميد چگونه بحران اقتصادي، آنان را به راهي آورده تا با به كار گرفتن بيشتر فناوري خودكار، نرم افزارهاي نو و استفاده از روبات هاي توليدات باز هم بهتري داشته باشند، هر نوع وسيله اي كه بتواند آنها را براي توليد بهتر با تعداد كاركنان كمتر و ديون بيمه درماني و دستمزد پايين تر ياري كند؛ اين روندي است بي بازگشت. همه در جست وجوي چنين مردماني هستند- مردماني نه فقط واجد مهارت هاي ذهني كاوشگرانه كه بتوانند آنجا كه فناوري گره گشا نيست، ارزش افزوده كار را بالابرند، بلكه آنان كه بتوانند در بازاري كه سريع تر از هر زمان ديگري در حال تغيير است با ابداع كاري نو، با آن همراه شوند و هر روز بازتوليدش كنند.
دانشگاه هاي ما بايد بدانند كه شركت هاي بزرگ آمريكايي در وضعيت فعلي نه هر سال كه در پايان هر فصل كاركنان خود را باز محك مي زنند. به آن دليل كه همگرايي جهاني شدن و انقلاب فناوري اطلاعات (آي تي) به معناي توليدي است آنچنان سريع كه شركت ها براي بررسي عملكرد رييس يك قسمت نمي توانند يك سال منتظر بمانند.
هر وقت به فكر پيدا كردن كاري هستيد، مطمئن باشيد كه اين سوال ها ذهن كارفرماي احتمالي آينده تان را اشغال كرده است: آيا اين شخص مي تواند هر روز، هر ساعت ارزشي توليد كند بيش از آن كارمندي كه در هند كار مي كند يا بهتر از يك كامپيوتر يا روبات؟ آيا مي تواند وظايف خود را به خوبي انجام دهد و علاوه بر آن كارهاي نويي در آينده ابداع كند؟ آيا مي تواند با تغييرات همراه شود؟ مي تواند توليدات شركت را با همراه شدن با تغييرات بيشتر كند و در بازار جهاني پرشتاب امروز نقشي ايفا كند؟ در اين جهان درهم تنيده شركت ها ديگر كساني را كه نتوانند با معيارهاي نو همراه شوند به كار نخواهند گرفت.
ولي انگار گوش شنوايي براي موج نو وجود ندارد. برخي هنوز به دنبال راه حل هاي دهه 1960 هستند و برخي در هواي آنچه در دهه 1980 به وقوع پيوست. ولي دوره كسب وكار موسفيدها به سر آمده.
هوفمن، از مديران موفق سيليكون ولي و نويسنده كتاب (شروع شما) معتقد است: «تخصص هاي گوناگون براي رقابت نيازمند مجموعه اي از مهارت ها و انديشه اند. نسل مديران پايدار رفته و مرده است و ديگر روي هيچ ثباتي در بازار كار نمي توان حسابي باز كرد. مشاغل را بايد همواره به روز كرد پس به هر حرفه اي بايد نگاهي داشت كه انگار همين امروز مي خواهد به راه بيفتد. لازم نيست كارآفرين پيشنهادي صد صفحه اي داشته باشد و بخواهد آن را همين امروز و يك جا به سرانجام برساند. بايد در نظر داشت كه هر ساعت در حال تجربه اي ديگر و همراه شدن با شرايطي است كه از اين تجربه ها حاصل مي شوند.»
تمام اينها به آن معني است كه بايد تمام شبكه هاي ارتباطي را براي جذب اطلاعات و دانسته ها به كار اندازيد تا فرصت هاي ترقي را بيابيد و سپس مهارت هايتان را چنان بنا كنيد كه بتوانيد از اين فرصت ها به خوبي بهره ببريد. نمي توان به آن دلخوش بود كه مدركي دانشگاهي داريد و حقي براي كار كردن، حالااين ديگرانند كه بايد بدانند چگونه مرا به كار گيرند و آموزش دهند. بايد بدانيد چه صنايعي رونق دارند، در داخل آنها چه مي گذرد و راهي پيدا كنيد براي بالابردن ارزش اين صنايع كه قبلاديگري به فكرش نرسيده است. براي كارآفرينان چنين رويكردي، مساله بود و نبود است.
منبع: نيويورك تايمز
روزنامه شرق ، شماره 1297 به تاريخ 28/4/90، صفحه 7 (جهان)
می گویند برای تعمیر دیگ بخار یک کشتی عظیم بخاری از یک متخصص دعوت کردند.وی پس از آنکه به توضیحات مهندس کشتی گوش دادوسوالاتی از او کردبه قسمت دیگ بخار رفت.نگاهی به لوله های پیچ در پیچ کرد و چند دقیقه به صدای دیگ بخار گوش داد و چکش کوچکی را برداشت و با آن ضربه ای به شیر قرمز رنگی زد .ناگهان تمام موتور بخار کشتی به طور کامل به کار افتاد وعیب آن برطف شدو آن متخصص هم در پی کار خود رفت.
روز بعد که صاحب کشتی یک صورتحساب هزار دلاری دریافت کرد تعجب شد و گفت که این متخصص بیش از پانزده دقیقه در موتورخانه کشتی صرف نکرده است .آنگاه از او صورت ریز هزینه ها را خواست و متخصص این صورتحساب را برایش فرستاد
بابت ضربه زدن چکش 5./دلار
بابت دانستن محل ضربه 5/999دلار
نتیجه:آنچه شما را به نتیجه مطلوب می رساند الزاما نه تلاش و فعالیت سخت و طاقت فرسا که آگاهی و اطلاع از چگونگی انجام دقیق و درست کارهاست.بسیاری عمر خود را صرف بدست آوردن چیزهایی می کنند که شیوه کسب آن را نیاموخته اند.آنها با حالتی از تعجب و عدم رضایت از خود می پرسند :چرا زندگی مزد تلایشهایمان را نداده است در حالی که همه آنچه در توان داشتیم به کار برده ایم؟
موفقیت و رسیدن به اهداف و خواسته ها دارای اصول و قواعدی مشخص است.قبل از هر اقدامی باید از این اصول آگاهی پیدا کرد.زندگی به عمل تئوام با علم وآگاهی جایزه می دهد.شما باید دقیقا بدانید که چه کارهایی ،در چه زمانی و با چه شیوه ای انجام دهید تا به نتایج مورد نظرتان دست پیدا کنید.
نام : آدام اسميت
سمت : پدر علم اقتصاد
تولد : كركالدي اسكاتلند.
اقتصاد در سال 1776 با نوشتن كتاب ثروت ملل توسط آدام اسميت به عنوان علم شناخته شد.
عمر عقاب از همه پرندگان هم نوع خود بلندتر است.
عقاب می تواند تا 70 سال زندگی کند.
ولی برای اینکه به این سن برسد باید تصمیم دشواری بگیرد.
زمانی که عقاب به 40 سالگی می رسد:
چنگال های بلند و انعطاف پذیرش دیگر نمی توانند طعمه را گرفته را نگاه دارند..
نوک بلندو تیزش خمیده و کند می شود
شهبال های کهن سالش بر اثر کلفت شدن پرها به
سینه اش می چسببند و پرواز برای عقابل دشوار می گردد.
در این هنگام عقاب تنها دو گزینه در پیش روی دارد..
یاباید بمیرد و یا آن که فراینددردناکی را که 150 روز به درازا می کشد پذیرا گردد.
برای گذرانیدن این فرایند عقاب باید به نوک کوهی که در آنجا آشیانه دارد پرواز کند.
در آنجا عقاب نوکش را آن قدر به سنگ می کوبد تا نوکش از جای کنده شود.
پس از کنده شدن نوکش ٬ عقاب باید صبر کند تا نوک تازه ای در جای نوک کهنه رشد کند ٬ سپس باید چنگال 4 پیش را از جای برکند.
زمانی که به جای چنگال های کنده شده ٬ چنگال های تازه ای در آیند ٬ آن وقت عقابل شروع به کندن همه پرهای قدیمی اش می کند.
سرانجام ٬ پس از 5 ماه عقاب پروازی را که تولد دوباره نام دارد آغاز کرده ...
و 30 سال دیگر زندگی می کند.
نقش عوامل زير در بروز نوسانات اخير بازار سرمايه غير قابل کتمان است:
1- کاهش نرخ سود سپرده هاي بانکي در شرايطي که دولت با کاهش نرخ سود بانکي و اجراي سياست هاي انبساطي تلاش کرده است سرمايه ها را به سمت توليد سوق دهد، اما وجود تورم در كشور باعث شد که سپرده گذاران اقدام به خروج سپرده هاي خود از سيستم بانكي كرده و به واسطه رکود در بازار مسکن، بيشتر آن را صرف سرمايه گذاري در بازار ارز و فلزات گرانبها نظير طلاكنند که در اين بين بخشي از آن نيز به بازار سرمايه هدايت شد.
۲- پيش بيني افزايش نرخ تورم در آينده
به گزارش بانك مركزي، مجموع نقدينگي كشور در پايان شهريورماه سال 89 با رشد 50 هزار ميليارد توماني طي يك سال به بيش از 261 هزار ميليارد تومان رسيده است. روند بررسي نقدينگي در كشور طي سال هاي 85 تا 89 حاكي است، حجم نقدينگي در كشور در پايان سال 85 بيش از 128 هزار ميليارد تومان، سال 86 بيش از 164 هزار ميليارد تومان، در پايان سال 87 نيز بيش از 190 هزار ميليارد تومان و در پايان سال 88 نيز 235 هزار ميليارد تومان بوده است كه اين رقم در پايان نيمه نخست سال گذشته به بيش از 261 هزار ميليارد تومان رسيد. اين در حالي است که گزارش صندوق بين الملل پول نرخ تورم 5/12 درصدي را براي سال 2010 گزارش مي كند که اين نرخ براي سال 2011 با توجه به اجراي طرح هدفمندي يارانه ها بالغ بر 5/22 درصد پيش بيني شده است. پيش بيني چنين نرخي براي تورم باعث مي شود که مردم براي حفظ قدرت خريد پول خود، به دنبال يافتن بستر مناسب براي سرمايه گذاري وجوه نقد خود باشند
می توانید حدس بزنید که در سال 1945 آلمان بعد از جنگ چه وضعیتی داشت خانه های با خاک یکسان، مردم اندوهگین و بعضا معلول، کارخانه ها و مزارع ویران و کشوری تکه تکه شده که بین بریتانیا، آمریکا و شوروی تقسیم شده بود. در این شرایط اقتصاد بازمانده از جنگ جیره بندی مواد غذایی، کنترل سخت قیمتها و عدم جابجایی کارگران را نیز تحمیل می کرد. آمارها نشان میدهند که توليد سرانه غذا در سال 1947 به تنها 51درصد مقدار آن در سال 1938 کاهش يافته بود و جيره غذايي رسمي كه توسط قدرت هاي اشغالگر تعيين مي شد، بين 1040 تا 1550 كالري در روز تغيير مي كرد، همچنين توليدات صنعتي در سال 1947 تنها برابر يك سوم ميزان آن در 1938 بود. کنترل قیمتها از سال 1936 در زمان هیتلر آغاز شده بود، و بعدن در 1939 يكي از معاونين ارشد هيتلر در حزب نازي جيره بندي غذايي را نیز وضع كرد(حالتی که در بسیاری از جنگها اتفاق می افتد)
این مقاله را ديويد هندرسون نوشته است و آقایان محمدصادق الحسيني، محسن رنجبر هندرسون سردبير دايره المعارف مختصر اقتصاد و همچنین عضو محقق موسسه هوور در دانشگاه استنفورد و استاديار اقتصاد در دانشكده تحصيلات تكميلي در مونتري كاليفرنياست.