نوشته زیر از توماس فریدمن (نه میلتون فریدمن آشنای اقتصادی ها) است. خلاصه کردم بخوانید جالب است.
رسيدن ميزان بيكاري در آمریکا در ماه قبل به 2/9 درصد، جمهوري خواهان و دموكرات ها را دوباره به ورطه نسخه پيچي هاي معمول شان كشاند. براي همه روشن است كه نيازمند محرك هاي نو هستيم و براي افزايش تقاضا بايد ماليات ها را كم كرد. اطمينان دارم كه هر دو اين راه حل ها درست هستند ولي اين پايان ماجرا نيست.
نگاهي بيندازيم به آنچه در پوياترين بخش اقتصاد آمریکا مي گذرد-در سيليكون ولي. ارزش فيس بوك در حال حاضر بيش از صد ميليارد دلار است، ارزش توييتر هشت ميليارد دلار و گرون آپ 30 ميليارد. اينها پيشروترين شركت هاي شبكه هاي اجتماعي در اينترنت هستند و قسمت ترسناك داستان آنكه مي توان به راحتي مجموع كاركنان اين شركت ها را در 20هزار صندلي جا داد. اين تعداد، با توجه به ارزش اين شركت ها، زياد نيست.
آنها نه به دنبال انبوه كاركنان، بلكه در پي هوشمندترين مهندسان هستند. در واقع در صحبت با كارفرمايان تعجب مي كنيد كه بفهميد چگونه بحران اقتصادي، آنان را به راهي آورده تا با به كار گرفتن بيشتر فناوري خودكار، نرم افزارهاي نو و استفاده از روبات هاي توليدات باز هم بهتري داشته باشند، هر نوع وسيله اي كه بتواند آنها را براي توليد بهتر با تعداد كاركنان كمتر و ديون بيمه درماني و دستمزد پايين تر ياري كند؛ اين روندي است بي بازگشت. همه در جست وجوي چنين مردماني هستند- مردماني نه فقط واجد مهارت هاي ذهني كاوشگرانه كه بتوانند آنجا كه فناوري گره گشا نيست، ارزش افزوده كار را بالابرند، بلكه آنان كه بتوانند در بازاري كه سريع تر از هر زمان ديگري در حال تغيير است با ابداع كاري نو، با آن همراه شوند و هر روز بازتوليدش كنند.
دانشگاه هاي ما بايد بدانند كه شركت هاي بزرگ آمريكايي در وضعيت فعلي نه هر سال كه در پايان هر فصل كاركنان خود را باز محك مي زنند. به آن دليل كه همگرايي جهاني شدن و انقلاب فناوري اطلاعات (آي تي) به معناي توليدي است آنچنان سريع كه شركت ها براي بررسي عملكرد رييس يك قسمت نمي توانند يك سال منتظر بمانند.
هر وقت به فكر پيدا كردن كاري هستيد، مطمئن باشيد كه اين سوال ها ذهن كارفرماي احتمالي آينده تان را اشغال كرده است: آيا اين شخص مي تواند هر روز، هر ساعت ارزشي توليد كند بيش از آن كارمندي كه در هند كار مي كند يا بهتر از يك كامپيوتر يا روبات؟ آيا مي تواند وظايف خود را به خوبي انجام دهد و علاوه بر آن كارهاي نويي در آينده ابداع كند؟ آيا مي تواند با تغييرات همراه شود؟ مي تواند توليدات شركت را با همراه شدن با تغييرات بيشتر كند و در بازار جهاني پرشتاب امروز نقشي ايفا كند؟ در اين جهان درهم تنيده شركت ها ديگر كساني را كه نتوانند با معيارهاي نو همراه شوند به كار نخواهند گرفت.
ولي انگار گوش شنوايي براي موج نو وجود ندارد. برخي هنوز به دنبال راه حل هاي دهه 1960 هستند و برخي در هواي آنچه در دهه 1980 به وقوع پيوست. ولي دوره كسب وكار موسفيدها به سر آمده.
هوفمن، از مديران موفق سيليكون ولي و نويسنده كتاب (شروع شما) معتقد است: «تخصص هاي گوناگون براي رقابت نيازمند مجموعه اي از مهارت ها و انديشه اند. نسل مديران پايدار رفته و مرده است و ديگر روي هيچ ثباتي در بازار كار نمي توان حسابي باز كرد. مشاغل را بايد همواره به روز كرد پس به هر حرفه اي بايد نگاهي داشت كه انگار همين امروز مي خواهد به راه بيفتد. لازم نيست كارآفرين پيشنهادي صد صفحه اي داشته باشد و بخواهد آن را همين امروز و يك جا به سرانجام برساند. بايد در نظر داشت كه هر ساعت در حال تجربه اي ديگر و همراه شدن با شرايطي است كه از اين تجربه ها حاصل مي شوند.»
تمام اينها به آن معني است كه بايد تمام شبكه هاي ارتباطي را براي جذب اطلاعات و دانسته ها به كار اندازيد تا فرصت هاي ترقي را بيابيد و سپس مهارت هايتان را چنان بنا كنيد كه بتوانيد از اين فرصت ها به خوبي بهره ببريد. نمي توان به آن دلخوش بود كه مدركي دانشگاهي داريد و حقي براي كار كردن، حالااين ديگرانند كه بايد بدانند چگونه مرا به كار گيرند و آموزش دهند. بايد بدانيد چه صنايعي رونق دارند، در داخل آنها چه مي گذرد و راهي پيدا كنيد براي بالابردن ارزش اين صنايع كه قبلاديگري به فكرش نرسيده است. براي كارآفرينان چنين رويكردي، مساله بود و نبود است.
منبع: نيويورك تايمز
روزنامه شرق ، شماره 1297 به تاريخ 28/4/90، صفحه 7 (جهان)
این وبلاگ شامل مطالب اقتصادی می باشد و همچنین نمرات دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی در این وبلاگ اعلام می گردد.