... امروز كه دوره ترقي و سعادت به طرف ايران رو نهاده و اول قدمي است كه به استقبال آن با جان و مال اهالي برداشته‌اند و در تدارك و تهيه اين امر محترم از بذل جان و مال مضايقه ندارند و براي انتظام اين نيت مقدس اولياي دولت محتاج به وجه معتدبه بودند و گفت‌و‌گويي با دولتين انگليس و روس نموده بودند كه از آنها استقراض نمايند. دولتين نيز حاضر شده بودند به قدر لزوم كارگشايي نمايند. شاهنشاه ارواح‌العالمين فداه، مساله را رجوع و به مجلس شوراي‌ملي فرمودند. اهل مجلس، محض پاس حقوق شاهانه و حفظ شئونات ملي و ملاحظات خيرخواهانه دولت و مجلس، قرض از خارج را تصويب نمودند. عموم اهالي غيرتمند وطن‌پرست حتي مخدرات محترمه در مجالس و مساجد و منابر به صدا درآمدند كه اين وجه را ولو اينكه مجانا باشد و بلاعوض، خودمان حاضريم كه به دولت داده و از خارجه استقراض نشود.لهذا اعضاي مجلس شوراي ملي چنين صلاح دانستند كه بانكي به نام بانك ملي تاسيس شود كه عموم اهالي ايران در آن بانك شركت داشته باشند.هر كس به قدر قوه و همت و وطن‌پرستي خود وجهي به عنوان سرمايه شركتي در اين بانك بگذارد قبض و سهام دريافت دارد. بانك با اين سرمايه دادوستد نموده حالا و فعلا رفع حوائج دولت و ملت را بنمايد. مراتب به توسط آقاي صدراعظم به عرض شاه رسيده، تاسيس اين بانك را امر و اجازه فرمودند.جمعي از وزراي عظام و رجال محترم و تجار با يكديگر همراهي و اتحاد نمودند و تشكيل اين بانك را درصدد برآمدند. فعلا سرمايه اين بانك را مبلغ 30 كرور تومان معين نمودند... تعداد موسسين اين بانك يكصد نفر است كه اين صد نفر هر كدام از 5 هزار تومان الي 50 هزار تومان وجه تاسيس سرمايه تاسيس داده و خواهند داد، ولي عموم اهالي غيرتمند ايران از تمام ممالك محروسه مجاز و مختار است.اين بانك ملي به قدر قوه خود از 5 تومان الي هر ميزاني كه بخواهد وجه داده شركت نمايد قبض و سهام دريافت داشته و خير دنيا و آخرت را براي خود تحصيل كند. چون تا موقع نوشتن قوانين صحيحه و شرايط آن مدتي لازم است كه از روي بصيرت و صحت و اعتبار موافق ترتيبات بانك‌هاي ملل متحدند ترتيبات اساسي بانك فراهم شود و مبلغي عمده فعلا بر حسب ضرورت و لزوم براي مخارج فوق‌العاده دولتي كه تاخير و تعويق آن ممكن نيست، لازم است. عموم اهالي وطن‌دوست عجله در راه انداختن وجه و دفع احتياج دولت از استقراض از خارجه داشتند و خواهش نمودند اعلاني نوشته شود و چندين محل براي تحويل وجوهات معين شود. اين اعلان انتشار داده شد كه هر يك از ابناي وطن عزيز كه مايل هستند در اين بناي مقدس شريك و نام نيك خود را در صفحه روزگار باقي و ثابت بگذارد، در ادارات مقرره ذيل وجه سرمايه اشتراكي خود را تحويل دهند. قبضي موقتي كه طبع شده به امضا و مهر صاحب اداره بگيرد و همان طور كه در قبوضات چاپ‌شده نوشته شده، پس از آنكه بانك حاضر شود اين قبوضات موقتي را به بانك ملي رد نموده و رقم يك سهام دريافت خواهند داشت. امتيازات مراجعه به اين بانك كه از طرف دولت قوي شوكت مرحمت مي‌شود با شرايط مقرره در قوانين اساسنامه مندرج و اعلان خواهد گرديد. اداراتي كه وجه بايد تحويل شود: حجره جناب حاجي امين‌الضرب، حجره جناب آقاي محمد اسماعيل آقا تبريزي، حجره جناب حاجي آقا صراف تبريزي، حجره ارباب جمشيد تاجرزردشتي، حجره طومانيانس.
اسامي بعضي از موسسان
بر پايه آنچه كه در كتاب تاريخ بيداري ايرانيان آمده است، برخي موسسان بانك ملي عبارت بودند از: نايب‌السلطنه، صدر اعظم، وزير دربار، مشير‌الملك، سعد‌الدوله، مؤتمن‌الملك، وزير افخم وزير داخله، حاجي ناصر‌السلطنه، وزير بقايا، شيخ خزعلي‌خان معز‌السلطنه، سردار ارفع، شيخ‌جاسم‌خان نصرت‌الملك، سعيد‌السلطنه، سردار منصور، مديرالملك رشتي، محتشم‌الملك، صدق‌السلطنه، ناظم‌الدوله، عميدالسلطنه، سردار امجد، سيدمرتضي آقا مرتضوي، حاجي‌سيدمحمد، حاج‌سيد رضي گيلاني، امين‌التجار كردستاني، حاجي‌ امين‌دارالضرب، حاجي معين‌التجار، محمد اسماعيل‌آقا تاجرتبريزي، محمدعلي شال‌فروش، محمد ابراهيم ملك‌التجار اصفهان، حاجي‌عبدالرزاق تاجر اسكويي، حاجي افتخارالتجار، ميرزا محمد شفيع ملك‌التجار، حاجي محمدحسين كازروني، حاجي محمد اسماعيل آقا قزويني، حاجي فرج آقا صراف تبريزي، حاجي‌ميرزا عباسقلي آقاتاجر تبريزي، معاون‌التجار دهدشتي، حاجي مشير‌التجار عمره، آقا محمدصادق دهدشتي، حاجي‌ميرزا احمد تاجر لاري شيرازي، سيدمحمد حسن شبانكاره و اخوان در بوشهر، حاجي ميرزاحسن كاشاني معروف به شالفروش، حاجي ميرزا يعقوب آقا تاجر اميني‌قزويني، آقا محمد آقاكمپاني عراق، آقا محسن آقا، آقا حسن‌آقا، عمده‌التجار ارباب جمشيد تاجر فارس، عمده‌التجار طومانيانس.
ناظم‌الاسلام كرماني در ادامه ديدگاه خود را چنين نوشته است:
اين بانك از جهت عدم‌مقتضي و وجود موانع، تاسيس آن را از جمله محالات مي‌دانيم. نه پول موجودي هست و نه علم اداره و تاسيس آن. حضرات موسسان به علاوه‌اينكه پول نداده و نخواهند داد، اكثر آنها دهان باز نموده آنچه پول به دست آنها برسد يا مي‌خورند يا در مورد قروض خود مي‌دهند. رييس مجلس جناب صنيع‌الدوله به مقتضاي صداقت گول خواهند خورد. باز اگر شركت عمومي را به جايي رسانيده بودند و پول مردم را از دزدها گرفته به صاحبانشان مي‌رساندند، شايد مردم اميدواري حاصل نموده و پول مي‌دادند، لكن با آن وضع شركت عمومي خيلي مشكل است كه اين بانك موجود شود.